تاريخ : پنجشنبه 1393/12/07 | | نویسنده : یزدانی

نمیدانم تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که در بدو ورود به اماکن مقدس وقتی کفشها را از پا در می آوریم و آنها را به مسول کفشداری تحویل میدهیم در واقع داریم چه کار میکنیم ؟

ما جا های مختلف رفت و آمد میکنیم که باید قبل از ورود کفشهای خود را از پای در آوریم ،همین .ووقتی هم که وارد میشویم از هر دری سخن میگوییم و بدون هیچ قید و بندی در مورد هر چیز و همه چیز اظهار عقیده و نظر میکنیم و بعد هم می نوشیم و میخوریم و .. همه چیز تمام می شود.

"کفش کندن" از پای در اماکن مقدس در واقع یه چیز دیگه است. به نظر من وقتی اراده میکنیم وارد یک زیارتگاه یا مسجد یا هر مکان مقدس شویم ، اولین کاری که به نظرمان می آید که باید انجام دهیم " کندن کفش هایمان " است. همان کفشهایی که در پا داریم و بر آنها ایستاده ایم و این ایستادن ما بر آن کفشهای مخصوص خودمان ما را از دیگران متمایز کرده است.  

کفش مهندس ، کفش دکتر ، کفش کارگر، کفش متخصص ، کفش رفتگر ، کفشر کارمند ، کفش بقال ، کفش بازاری ، کفش پول دار، کفش فقیر ،کفش روحانی ، کفش جسمانی و ....... که همه هم بدون استثنا ء آلودگی دارند.

همه باید این کفش تشخص و منیت را از پا بکنیم و آنرا قبل از ورود به کفشدار تحویل دهیم و بدون کفش وارد شویم و حضور پیدا کنیم. باید مانند موسی برای حضور و مورد خطاب قرار گرفتن در وادی طوی خلع نعلین کنیم ( چه اصطلاح زیبایی : نعلین یعنی دو تا نعل ) .

تفاوتی که اینگونه اماکن با دیگر اماکن دارد مقدس بودن آنهاست (مقدس یعنی : جدا شده ) و همین باعث میشود در اینگونه مکانها ما نتوانیم و نباید از هر دری و در باره هر چیزی گفتگو کنیم(خودمان را باید از خیلی چیزها جدا کنیم ) زیرا دیگر هیچکدام از ما آن کفش رادر پا نداریم و باید به این موضوع دقت داشته باشیم.

بهترین کار هنگام ورود به این گونه اماکن ،سپردن کفش به کفشداری می باشد نه اینکه آنهارا در داخل کیسه ای همرا ه خودمان به داخل ببریم چرا که  این باعث می شود محیط آلوده شود هم مادی و هم به اظهار نظرها و بی قید و بند سخن گفتن از هر چیز و هر کس. 


برچسب‌ها: کفش داری, اماکن مقدس

تاريخ : شنبه 1393/12/02 | | نویسنده : یزدانی

بالاخره تلاشهای آقای ملکی به ثمر نشست و اولین شماره نشریه ما شازندیها متولد شد.  قدمش مبارک باشد.

البته ما متوجه شدیم که نشریه مورد بحث شهرستانی ناب خودمان نیست بلکه مجوز بخاطر محذوریتهای قانونی استانی می باشد. این میتواند هم مزایایی داشته باشد و هم موجب نکات منفی برای آن باشد که حالا مورد بحث مانیست.

ذکر چند نکته از باب مسولیت  مدیران و دست اندر کاران نشریه و اینکه چگونه با مخاطبان خود مواجهه شویم به نظرم آمد که خالی از لطف نیستد .

  1. خوب بخاطر دارم  وقتی را که توانستیم برای اولین بار یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید آنهم بصورت قسطی بخریم و از تماشای همان یک کانال شبکه اول چقدر لذت می بردیم تا ساعت ده شب که کلا پخش تعطیل می شد .آنوقتها اکثر مردم (حتی در تهران) توان خرید یک دستگاه تلویزیون سیاه سفید را هم نداشتند و خوب یاد دارم که فروشگاه  ها یکی از آنها را توی ویترین روبروی پیاده رو روشن میگذاشتند و مردم گروهی می ایستادند و تماشا میکردند  . ما یک انتخاب داشتیم و با تمام وجود از همان لذت می بردیم یعنی مثل الان نبود که به ازای محروم کردن خودمان از ده ها شبکه دیگر خود را ملزم به دیدن یک کانال کنیم . یعنی الان شما که یک نشریه را انتخاب میکنید و برای آن پول می پردازید ، در واقع خود را از مطالب ده ها نشریه دیگر محروم کرده اید. بنابر این این نشریه ای را که انتخاب کرده ام باید انقدر ارزش داشته باشد تا این معادله بر قرار شود.
  2. بخاطر " اولین " بودن انتظارات از شما ، چه بخواهید و چه نخواهید بالا خواهد بود  .چه بجا باشند چه بیجا باشند .بنابر این شما باید از همان ابتدا خود را بشناسانید تا تکلیف مردم در قبال شما روشن شود .بفکر این نباشید که تمام خواسته ها و سلیقه ها را پوشش بدهید چرا که نه توان اینکار را دارید و نه لزومی به این کار است. اگر تعدادی مخاطب وفادار و همیشگی داشته باشید بهتر است از توده ای بی هویت که نمیتوان روی آن حساب کرد.بنابر این دارای یک استراتژی روشن باشید ولی در تاکتیکها منعطف بودن لازم است.
  3. از همین ابتدای کار بفکر یک شبکه پخش از طریق کانالهای مطمئن باشید .این امر در ضمن اینکه به گسترش کمی مخاطبانتان کمک میکند ، میتواند برای برنامه ریزی فروش و جذب تبلیغات و آگهی های کسب و کاری در سطح شهرستان کمک و در نتیجه به بنیه مالی نشریه مدد رسان باشد.تاکید میکنم تمرکز بر سطح شهرستان داشته باشید زیرا  ساکنین اراک روزنامه شما را نخواهند خرید.
  4. متفاوت باشید ! متفاوت باشید ! هم در فرم و هم در محتوا تا بیننده با یک نگاه این را احساس کند و برای آن بپردازد.
  5. ادیت نهایی را دوباره انجام دهید و بعد از آن امضای نهایی را برای فرستادن به چاپخانه انجام دهید. قدیما میگفتند تا موقعی که نگفته ای اختیار آن را داری ولی وقتی که گفتی دیگر اختیار آن در دست تو نیست.

موارد دیگری هم هست که انشاالله به موقع مورد بحث قرار خواهیم داد. موفق باشید   

     


برچسب‌ها: نشریه شازند, اولین روزنامه شهرستان شازند

تاريخ : جمعه 1393/12/01 | | نویسنده : یزدانی

با اجازه از آقای اسکندری عزیز- سایت ضیاء آباد و ده سفید

فکر نکنم بچه هایمان بدانند این ماشین به چه دردی میخورد و چه برکاتی داشت.


برچسب‌ها: چن, خرمن جا, گاو

تاريخ : چهارشنبه 1393/11/29 | | نویسنده : یزدانی

1.ذیربط و بیربط

حضرت مولانا در مثنوی داستانی را به نظم کشیده بدین قرار:

شخصی به حالت نشسته به طرف چشمه ای خم شده بود تا آب بنوشد که در همین هنگام شخص دیگری که از آن حوالی میگذشت  چشمش به اون افتاد .دید عجب پس گردن بلند و صافی دارد و بقول معروف جون میده برای یک پس گردنی زدن . او اینکار را کرد و یک پس گردنی محکم به شخصی که در حال نوشیدن اب از چشمه بود زد. شخصی که پس گردنی محکم را خورده بود بلند شد و گریبان او را گرفت که چرا این کار را کردی ؟ چه دشمنی با من داری ؟ مگر من با تو دشمنی دارم یا مال تو رو خورده ایم و داشت کار به زد و خورد می رسید .شخصی که پس گردنی را زده بود گفت : صبر کن ! صبر کن ! قبل از هر چیز بمن بگو ببینم این صدایی که از زدن پس گردنی بلند شد مربوط به دست من بود یا صافی گردن تو ؟و خلاصه کل مسئله را به طوری به مسائل حاشیه ای و چیزهای بیربط مرتبط ساخت که مسئله اصلی که همان پس گردنی زدن درد آور بود ، پاک از یاد طرف رفت.

حالا قضیه اون 170 نماینده رشوه گیر مجلس که به تازگی معلوم شده قیمتهای متفاوتی هم داشته اند که از 5 تا نود میلیون در نوسان است ، با دادن آدرسهای غلط و "معمولی " خواندن رشوه گرفتن از اعضای قوه دیگر و اینکه ما منشاء آن پول را نمیدانستیم و یا نیت پلید !؟ پرداخت کننده را نمیدانستیم و هزار توجیه فیلسوفانه دیگر که بعضی از این افراد در آن تخصص دارند ، میخواهند اصل قضیه حق السکوت و رشوه گرفتن از دیگران را به حاشیه ببرند و بعد هم شامل مرور زمانش کنند تا شاید برای دوره بعدی هم در این مقام و موقعیت به کارهای کثیف خود ادامه دهند.

اغلب این افراد را مردم انتخاب نکرده اند بلکه آنها را بخاطر روابط خاص و وابستگی ویژه ای  که دارند ، برای مردم انتخاب کرده اند یعنی بقول علی(ع) پوستینی تن آنها کردند که بتوانند به موقع آنرا براحتی وارونه تن کنند .  

2.تکمله

یکی از دوستان تکمله ای برایم فرستاده که مربوط به پست قبلی می باشد و آن اینست :

" دوست عزیز ، اون گاو هایی  که در پست قبلی قید فرموده اید ، خودشان هم تظاهر میکردند که از آن بوی مشمئز کننده که محوطه خرمن جا را گرفته بود ناراحت  هستند (گرچه عامل اصلی خودشان بودند ) و بنابراین خودشان داوطلبانه پوزه ی مبارک را جلو می آوردند تا به آنها پوز بند بزنند. "

3.اعترافات

در دوران تین ایجری در مالمیر گاهی در غیبت آقام برای مدتی کوتاه مسولیت دکان به عهده من واگذار می شد و من از این فرصت استفاده (بهتره بگم سوئ استفاده ) میکردم و .....بقیه باشد برای بعد . 


برچسب‌ها: ذیربط و بیربط, مثنوی معنوی, مولانا, پس گردنی

تاريخ : دوشنبه 1393/11/27 | | نویسنده : یزدانی

1.شیخ اجل این روزها حسابی ذهن مرا درگیر خودکرده و در خواب و بیداری هی فشار میاره که در باره ا ش بیشتر بنویسم چون معتقد است که علیرغم این همه بودجه وبنیاد و نهاد و سر درب سازمان ملل و... حسابی در موطن خودش مظلوم و مغفول واقع گردیده ولی در دیار غرب مردم فوج فوج اسم بچه هاشان را میگذارند سعدی.

گفتم آخه ..

گفت :  چو پرخاش بینی تحمل بیار / که سهلی ببندد در کارزار . در ضمن یادت باشه اگر بخاطر من نبود بازدید از وبلاگت دیروز رکورد نمیزد.

گفتم چشم سعدی جان ولی بزار برای بعد ..  

2.یادمه وقتی مالمیر دوران نوجوانی و جوانی را میگذراندم (برا خودمان کلی کلاس تین ایجری میذاشتیم ! په نه په !!) و از کنار خرمن جاهای رعیتهای زحمت کش  که در حال کوبیدن گندم های خرمن شده توسط چن –گاو (خرمنکوب )بودند  میگذشتیم ، از آنجاییکه ما رعیت نیودیم دوست داشتم چن سواری کنیم و از طرف دیگه اون بنده خدا هم که دست تنها بود دوست داشت یه نفر پیدا بشه بشینه روی چن تا سنگین بشه و گندمها زودتر کوبیده شوند . بنابراین بر اساس یک توافق اعلام نشده و نا مدون ، و فقط با یک کلمه "خدا قوت" وارد محوطه خرمن جا می شدیم و با کمی مهارت سوار چن میشدیم تا هردو مان از این توافق اعلام نشده منتفع شویم .

همان موقع ها همیشه یک سوال به ذهنم خطور میکرد که چرا این حیوانات بی زبان را که این همه زحمت میکشند و زیر برق و آفتاب که گاهی مخ آدم را به جوش می آورد و چن به این سنگینی را می کشند ، پوز بند یا بقول امروزیها ماسک میزنند(با نهایت معذرت از کسانی که توی کوچه و خیابان ناچارند برای حفظ سلامی خودشان ماسک بزنند نه بطور مصلحتی ) . این شده بود یک معضل فلسفی برای من  .میگویم معضل فلسفی زیرا واقعا در مغز تین ایجری خودمان برایش پاسخی پیدا نمیکردیم و از طرفی هم روم نمیشد از کسی بپرسم و همیشه تنها و مجرد در جستجوی حقیقت عریان بودم و باورتان نمیشود که بگوییم همین دوسه روز پیش جواب آنرا پیدا کردم  .  

اول اینکه گاوها چون دوتا شکمبه و سیرابی دارند کلا زیاد میخورند و سیرایی ندارند ،بنابر این باید گاهی پوز آنها را بست.

دوم اینکه بخاطر همین زیادی خوردن ها تاپاله هم زیاد تولید می شد و  هوای محیط زیست آلوده می شد زیرا  تاپاله گاو بوی تند گاز متان تولید میکرد (مخصوصا اگر حجم آن زیاد بود و سطح بزرگی را می آلود ) و زیر آفتاب داغ آن نواحی با ریز گرد هم قاطی میشد ،این موضوع تشدید می شد.

سوم اینکه .. ولش کن بابا !.اصلا گاو چیزی سرش نمیشه  ، هرچی سرش بیاد حقشه .فقط باید کنترلش کرد.

3.آقای دکتر ظریف ! اینقدر سر این جان کری بد بخت داد نزن .تو دلت از جای دیگه پره ،اونوقت سر اون بیچاره خالی میکنی . کمی صبور باش .سعدی علیه رحمه می فرماید : گربه شیر است در گرفتن موش /لیک موش است در مصاف پلنگ

منظور از پلنک " یوز ایرانی " می باشد.


برچسب‌ها: سعدی, چن, ظریف

تاريخ : شنبه 1393/11/25 | | نویسنده : یزدانی

http://www.saadifoundation.ir/   این آدرس اینترنتی بنیادی است که سالیانه 4 میلیارد تومان از بیت المال مسلمین (مالیات کارمندان و کارگران و دسترنج زحمتکشان این کشور ) بطور رسمی دریافت میکند. تا سعدی را به این مردم بشناساند .

در این کشور کیست که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد و در منزل بوستان و گلستان و غزلیات سعدی را نداشته باشد بدون اینکه بداند او علیه رحمه در 571 بدنیا آمده یا در 695 ه.ق. در کنار این بنیاد یک بنیاد سعدی شناسی دیگر هم وجود دارد که این یکی را قبول ندارد و او هم خود را غیر انتفاعی (یعنی کار در راه خدا ) میداند.

این مبلغ یعنی روزی حدود 11 میلیون تومان در آمد جیرینگی بدون مالیات و حتما حلال و زلال تر از شیر مادر.با این مبلغ چند تا بیمارستان و درمانگاه متوسط در روستاها و شهرهای کوچک میتوان ساخت ؟ کافی است یک روز سری به بیمارستان میلاد تهران بزنید تا بدانید چه میگویم .چند تا مدرسه می توان در روستاها و شهرستانهای دور افتاده و فراموش شده از مرکز کشور میتوان ساخت ؟ هنوز هم در جاهایی از این کشور کلاسها در کپرها برگزار میشود. چند کیلومتر جاده میتوان احداث کرد که زمستانها مردم در روستاهای خود محبوس نشوند و از بیماری و زایمان بمیرند .شیخ ما  علیه رحمه در دورترین قصبه این مرز وبوم شده ضرب المثل و بر ذهن و زبان مردم جاریست .شما بیشتر از این نمیتوانید او را تزریق کنید پس میزند .مردم کوچه بازار سعدی را خوب درک میکنند و نیاز به تحقیقات و کنفرانس های بین المللی و مقالات علمی و دوزبانه ندارند.

ایرانیان قرنهاست که میخوانند :منت خدای را عز وجل.......

قرنهاست که میخوانند : هرکه آمد عمارتی نو ساخت/رفت و آنرا بدیگری پرداخت

قرنهاست که این مردم در همان باب اول  "سیرت پادشاهان" را بارها با گوشت و استخوان خود تجربه کرده اند.

"اخلاق درویشان " صادق و کاذب را دیده اند و گمراه/هدایت شده اند.

"فضیلت قناعت " و "فواید خاموشی " را هم رعایت کرده اند شاید فرجی شود.

"در عشق و جوانی " در " ضعف و پیری " در مقابل همه نوع مصائب استوار ایستادند و تا امروز ایرانی ماندند.

" در تاثیر تربیت " شک نداشته اند و " آداب صحبت"  را هم خوب میدانسته اند و میدانند.

او علیه رحمه می بایست یک باب هم در "ذم حیف و میل بیت المال مسلمین " می نوشت تا مردم آنرا هم بصورت ضرب المثل سینه به سینه تا امروز به  گوش حکام و فلاسفه و سعدی شناسان میرساندند.      


برچسب‌ها: بنیاد سعدی

تاريخ : شنبه 1393/11/25 | | نویسنده : یزدانی

 شهرستان ما با جمعیتی حدود 118 هزار نفر و 2645 کیلومتر مربع مساحت این وضعیت را دارد:

الف : دارندگان مدرک تحصیلات عالی : 4848 نفر

-فوق دیپلم : 1725 نفر

-لیسانس : 2791 نفر

-فوق لیسانس : 309 نفر

دکترا : 23 نفر  

ب : مرد دارای تحصیلات عالی : 2792 نفر و زن دارای تحصیلات عالی 2056 نفر

ج : جمعیت بیکار دارای تحصیلات عالی :

-مرد 229 نفر

زن : 255 نفر

فوق دیپلم : 153 نفر (56 نفر زن )

لیسانس : 310 نفر (191 نفر زن )

فوق لیسانس : 20 نفر (8 نفر زن )

دکترا : 1 نفر مرد

با توجه به اینکه مدلهای آماری به مفهوم  "ادامه روند " می باشند ، طی مدت مثلا 3 سال تغییر چندانی بوجود نمی اید .یعنی اینکه هم اکنون با چنین وضعیتی روبرو هستیم.


برچسب‌ها: شازند, بیکاری, تحصیلات عالی

تاريخ : سه شنبه 1393/11/21 | | نویسنده : یزدانی

یادی از آنروزها

بعد از اینکه حمله گارد شاهنشاهی به مرکز آموزشها نیروی هوایی در خیابان  تهران نو را دفع کردیم  صبح زود مردم به کمک ما آمدند (البته از شب قبل پشت دیوار غربی و جلو ی درب جبهه ازدحام شروع شده بود) و به کمک آنها جلو درب جبهه ی  پادگان سنگر بندی کردیم و در آنها مستقر شدیم. اینرو بگم که ما گروهی دیپلم وظیفه بودیم که پس از طی کردن دوره آموزشی در پادگان قلعه مرغی (پارک ولایت کنونی) به مرکز آموزشهای نیروی هوایی منتقل شده بودیم ودر ستاد آماد ها مشغول گذراندن بقیه خدمت بودیم. محل خدمت جدید ما در ستاد آماد ها بفرماندهی سرگرد رشیدی بود که افسری مردمی و با مرام بود او بعد از سقوط پادگان تا مدتی فرمانده مرکز آموزشها شد (فرمانده مرکز آموزشها ارتشبد کمپانی بود که بعد از انقلاب بخاطر کهولت سن فقط بازنشسته شد ) .

روز شنبه 21 بهمن بود که تقریبا تمام پادگان بدست ما افتاد و تمام خیابانهای اطراف توسط مردم سنگر بندی شده بود و چند دستگاه تانک هم جلوی بیمارستان جرجانی و میدان فوزیه آنروز منهدم شده بودند. بین ما در ستاد آمادها یک افسر وظیفه بود که گیتاریست هم بود و همیشه ناخنهایش بلند و موی سرش هم آنکارد نبود ولی سرگرد رشیدی زیاد کاری بکارش نداشت. آنروز که توی سنگر جلوی پادگان مستقر شده بودیم دیدم قیافه  بغل دستی ام که کلاه کاسکت اش تا روی پیشانی اش پایین آمده  و صورتش را هم سیاه کرده است و پشت یک تیر بار سنگین نشسته است برایم آشناست ، خوب که نگاه کردم دیدم همان دوست گیتاریست خودمان است که تیربار را مثل گیتارش به سینه خود چسبانده و با تمام قوا بطرف هلی کوپنر شینوک که هر چند دقیقه می آمد و از بالا ما را به رگبار مسلسل می بست شلیک میکند.

یاد شان به بخیر باد 


برچسب‌ها: گیتار و تیر بار, بهمن 57

تاريخ : یکشنبه 1393/11/19 | | نویسنده : یزدانی

 این افراد به ظاهرخود را اهل  دغدغه نشان میدهند . دغدغه های مشابهی که دلسوزان واقعی به مردم در سر دارند از رفتار و گفتارشان صادقانه پیداست ولی اینها فقط تظاهر میکنند و در جمع گروه و دسته  ودوستان خودشان مردم را مورد تمسخر قرار میدهند .خود را مدافع مردم و منافع مردم جا میزنند تا بدین وسیله برای خود حمایت و پشتیبانی بدست آورند و وقتی به هدف مورد نظر رسیدن به ریش مردم میخندند و آنها را ساده لوح خطاب میکنند. در پاسخ به سوالات اساسی و جدی فقط نیشخند تحویل میدهند و اگر اصرار به دریافت پاسخ کنید ، مهملات تحویل میدهند  یا حداکثر پاسخ دادن را به وقت دیگر یا وقت مناسب حواله میدهند .بدوستان خود نیز توصیه میکنند هرگاه در مخمصه قرار گرفتید ، بگویید " هوا خیلی خوبه  ".

 


برچسب‌ها: شارلاتان, اخلاق

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1393/11/18 | | نویسنده : یزدانی

بر اساس نظر یکی از دوستان خوبم در مورد لزوم باسازی خرابه های مالمیر

 "بزرگ‌ترین پروژه درختکاری شهرستان شازند در راه است "

این خبر انشاالله بزودی به سمع و نظر اهالی شهرستان شازند خواهد رسید.

 طبیعت و محیط زیست شهرستان شازند متاسفانه تحت تاثیر آلایندگی‌های صنایع همجوار از جمله پالایشگاه امام خمینی(ره) و آلایندگی های شیمیایی و نیروگاه ها قرار دارد.

این آلایندگی‌ها منطقه وسیعی را تحت تاثیر قرار می‌دهند و برای رفع آنها علاوه بر از بین بردن منبع آلوده کننده تا آنجاییکه ممکن باشد ، باید محیط زیست را هم برای مقابله با آن تقویت کرد.

 


برچسب‌ها: محیط زیست, آلودگی, درختکاری

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 1393/11/16 | | نویسنده : یزدانی

یک جامعه با اخلاق، قانون و ایمان بر سر پا می ماند. هر یک از اینها اگر سست شوند، خلل در کار اجتماع پدید می آید. بخصوص اخلاق که بیشتر از آن دو به عنوان ملاط اجتماع شناخته می شود. ایمان اگر با مصالح شخصی تضاد پیدا کند، آن را به نوع دلخواه تفسیر می کنند و از کنارش می گذرند و قانون اگر ترس از مجازات به همراهش نباشد، می تواند نادیده گرفته شود. امّا اخلاق که از عمقی ترین نهاد انسانیّت سرچشمه می گیرد، تضعیفش پایه ها را فرو می ریزد. انسانیّت انسان باید چنان باشد که نه از ترس از مجازات، نه از چشمداشت پاداش مادّی، و نه حتّی از امید اجر اخروی سرچشمه گرفته باشد، و اخلاق ناب ترین تجلّی انسانیّت انسان است.

 


برچسب‌ها: اخلاق, جامعه, خانواده

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1393/11/14 | | نویسنده : یزدانی
وقتی وبلاگها و سایتهای شهرستان شازند و روستاهای آن را میبینم ودر ظاهر و محتوای آنها دقیق می شوم و بعد آنرا با یک سری از سایتهای معروف و پر هزینه و البته پر درآمد مقایسه میکنم ، به همشهریان وبلاگ نویس و مدیران سایتها در شهرستان  شازند و آستانه و مهاجران و توره و.....و......وحتی روستاها می بالم که با کمترین امکانات مادی و معنوی و تنگناهای خودسرانه و تحمیلی از خارج و داخل و فشار های ناشی از کوچک بودن محیط فعالیت در دنیای مجازی ، و نیز حساسیتهای گوناگونی که گاها غیر قانونی نیز هستند ، یکه وتنها و بدون کوچکترین حمایت و پشتیبانی تاثر گذاری دارند و صدای مردم خود را در دنیای مجازی انعکاس میدهند و فرهنگ سازی میکنند..

نمونه زیر را ببینید و قدر خودتان را بدانید. 

مدیریت سایت شخصی رئیس‌جمهور سابق با نظر محمود احمدی‌نژاد یک شورای 45 نفره شامل غلامحسین الهام، سیدمجتبی ثمره‌هاشمی، مهدی کلهر، مرتضی تمدن، میرحسن موسوی، مهدی احمدی‌نژاد، خسرو معتضد، سیدمحمد حسینی، فاطمه بداغی، علی ذبیحی، ابوالفضل ظهره‌وند، ابوالحسن فقیه، علی‌اکبر جوانفکر، محمد شیخان، مریم مجتهدزاده، مجید امیدی شهرکی، عبدالرضا داوری، محمدجعفر بهداد، کاوه اشتهاردی، روح‌الله هدایتی، عباس امیری‌فر، سیدضیاءالدین نورالدینی، مصطفی زرقونی، علی نورایی، محمد رحمانی، امین پروازی، حسین مهدیزاده نراقی، مسعود شفیعی‌کیا، مرتضی رحیمی یگانه، بیتا برنا، مسعود تبریزی، حامد درودیان، علی ابوطالبی، حمید مشایخی‌راد، سیدمجتبی ناوندی، سعید علی‌بیگی، حامد فتاحی، عقیل امامی، مجتبی سروش‌پور، حسن محسنی، کمال رستمعلی، حمیدرضا افراشته، محسن احمدی، امیر ناصری و محمد ساقیان امور سیاستگزاری، برنامه‌ریزی و نظارت بر سایت شخصی رئیس‌جمهور سابق کشورمان را بر عهده خواهند داشت.


برچسب‌ها: سایت, وبلاگ, شازند, احمدی نژاد

تاريخ : دوشنبه 1393/11/13 | | نویسنده : یزدانی

چند سالی ایست که بافت مرکزی مالمیر که روزی قلب تپنده زندگی مردم و قطب دادو ستد دربخش سربند بود و بعلت رونقی که در تمام ابعاد زندگی آن جریان داشت یکی از روستاهای مهاجر پذیر منطقه بود بعلت متروکه شده به تلی از آوار و خاک و خرابه تبدیل شده و به همان وضعیت رها شده است.

آن تعداد ساکنین باقی مانده مالمیر که روزی حدود 3000 نفر سرشماری شده بودند و اکنون به سختی به 500 نفر میرسند به حاشیه روستا و بیشتر به باغات و مزارع خود نقل مکان کرده اند و عملا با بخش ویرانه های مرکزی کاری ندارند.

 


برچسب‌ها: مالمیر, آوار, بافت فرسوده, دهیاری, شورای ده

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1393/11/11 | | نویسنده : یزدانی

پناه میبرم به الله از دشمنان مطرود انسانیت 

وَاللّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاَ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِیرٌ" )نحل – 11 )

"خدا شما را بيافرید، آنگاه میميراند و از ميان شما کسی را به پيری میرساند تا هر چه آموخته از یاد ببرد. زیرا خدا دانا و تواناست.

راست گفت خداوند بالا وبلند مرتبه


برچسب‌ها: زوال عقل, پیری

تاريخ : جمعه 1393/11/10 | | نویسنده : یزدانی

یه روز یکی از همین افراد که هیچکس را در دینداری و باور به اصول جز خودش  قبول ندارد و یک بار هم که بصورت "گاف"  در یک برنامه تلویزیون که هیچ "راز" ی ما در آن ندیده ایم  ظاهر شد و باعث گردید سطح پایین آن برنامه به تحت ثری سقوط کند و پس از مدتی بعلت نداشتن مخاطب کرکره را پایین بکشد ، و نیز خیلی دلواپس از دست رفتن ارزشهای اسلامی در جامعه مسلمانان ایران که هیچ ، در جامعه بکتاشیه  بوسنی هرزه گوین نیز بود و همیشه به جای لفظ "امام خمینی " ره ، از لفظ خود ساخته "امام روح الله " استفاده میکرد و الی آخر .. ، سوگند یاد کرده بود و در مقابل دوربین رسانه ها قول شرف داده بود که اگر فلانی رفت زندان ، من ریشم را میزنم ! فلانی رفت زندان و دوره محکومیت قانونی را هم طی کرد ولی ما همچنان منتظریم ایشان ریش مبارکشان را بتراشند و دل خیلی ها را نخراشند.

امروزه دورباره این معنی تداعی شده . مافوق آن آقای شخص سوم نظام( این لفظ را هم خود این آقا ساخته برای خودش) در دیداری که با رهبر انقلاب داشته گفته بوده (مستند و قطعی) که اگر فقط یکی از اتهامات معاون اول ثابت شود و ایشان یک ریال از بیت المال بناحق برداشته باشند ، می آید جلوی دوربین تلویزیون (در محضر مردم ) توبه و طلب بخشش میکند و خواهد گفت که شایسته چنین مقامی (شخص دوم نظام ) نبوده و تمام آنچه را از این راه کسب کرده است به بیت المال مسلمین بر خواهد گرداند.

من شخصا فکر میکنم ایشان با اون آقای بالایی خیلی فرق میکند و ما ملت را که میخ شده ایم جلوی تلویزیون و لحظه شماری میکنیم خیلی منتظر نخواهد گذاشت. ایشان اهل کارهای غیر قابل پیش بینی و ریسک پذیرند و حتما خواهند آمد.

    


برچسب‌ها: اگر, پس

تاريخ : چهارشنبه 1393/11/08 | | نویسنده : یزدانی

آن معاون اول سابق که باید هر چه سریعتر خود را به ندامتگاه !؟ اوین معرفی کند از مافوقش گله ها کرده است که ای زرنگ ! این بود رسم همکاری و مشارکت در فعالیت های عدالت محورانه ؟ آنقدر بهت گفتم نکن ! نکن ! تا اینکه خودم....

بگذریم ، طبق گفته های ایشون مبلغ  یک میلیاردو دویست میلیون تومان از " جا بری " دریافت کرده و بین 170 نماینده مجلس هشتم تقسیم کرده تا آنها هم بر اساس سوگندی که خورده اند ورقابت سالم و قوانین موضوعه رتق وفتق امور بپردازند و همگی بصورت گله ای وارد مجلس شوند و از آن پس سرسپرده و سر به زیر تابع دستورات معاون اول و شخص دوم مملکت شوند .این است مصداق واقعی وکیل الدوله .


برچسب‌ها: مجلس, نماینده, معاون اول

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 1393/11/06 | | نویسنده : یزدانی

ای شهان کشتیم ما خصم برون

ماند خصمی زو بتر در اندرون

یادم هست که در سال های اول انقلاب  بعنوان یکی از دانشجویان مشغول تحصیل در شهر پونا –هند و عضو انجمن اسلامی دانشجویان در آن شهر ،افتخار میزبانی مقام معظم رهبری را داشتیم .

ایشان در جمع بسیار صمیمانه ما که در یک اطاق کوچک برگزار شده بود با حوصله زیاد با همه خوش و بش میکردند و در عین حال به سوالات نیز به تفصیل پاسخ میگفتند.

یکی از سوالات که  خودم از جناب ایشان پرسیدم  موضوع اعدام های انقلابی و تصفیه وتسویه ارتش و سازمانها از عمال و  سرکردگان و امرای ارتش رژیم منحوس سابق ونتیجتا پاک سازی داخلی بود .

یادم هست که ایشان  فرموند " بله منم قبول دارم که ماشین تصفیه کمی تند کار میکند و....   " ضمن قبول سرعت زیاد تصفیه ها ی انقلابی بر لزوم ادامه بهتر و گزیده تر این تصفیه ها تاکید فرمودند و اینکه ما پس از پیروزی بر دشمن  طاغوتی باید به جهاد اکبر بپردازیم زیرا مسول خونهای ریخته شده بر پای این نهال انقلاب هستیم وگر نه آنرا از داخل نابود میکنند. و اینکه ما باید خودساز انقلابی بکنیم و منبعد به مسائل داخلی بیشتر توجه کنیم.(نقل به مضمون ).

و جالب بود که فردای همان روز ایشان در تالار عمومی شهر که برای سخنرانی ایشان تدارک دیده بودیم مجددا به این نکات  تاکید داشتند.

اینروزها که این همه فساد های مالی نجومی را در مملکت می بینیم و تقریبا درهمه آنها  یک یا چند مقام بلند پایه دولتی میداندار هستند و ویژه خواری دیگر تبدیل به یک امر عادی شده است و در آن مسابقه بر گزار میکنند ، و..و.. دارند مثل خوره و مرض پیسی چهره جمهوری اسلامی را به کریه ترین وجه در جهان تبدیل میکنند ، و در ردبندی سازمانهای بین المللی جزو فاسدترین و غیر شفاف ترین حکومت قلمداد میکنند ، یا دسخنان مقام معظم رهبری افتادم که اکنون باید به جهاد اکبر بپردازیم و ماشین تصفیه را دوباره بکار بیندازیم و ریشه هرچه مفسد مالی در هر مقام و سمتی که هست  بخشکانیم زیرا اصل انقلاب و جمهوری اسلامی در خطر است و این موریانه های خبیث به هیچکس و هیچ چیز رحم نخواهند کرد.

نشستهای نمایشی مبارزه با فساد جلوی دوربین تلویزیون دردی از این مردم دوا نمیکند و مردم هم این را خوب میدانند.امید که رهبر فرزانه انقلاب یک بار دیگر اعلام یک اکبر الجهاد نمایند و دل پژمرده مردم را شاد نمایند.    


برچسب‌ها: جهاد اکبر, فساد اقتصادی, هند, پونا

تاريخ : شنبه 1393/11/04 | | نویسنده : یزدانی

الف : بیشرفی

1.شنیده شده خانواده اون معاون پاک دست که خود مدرک دکترای حقوق برای خودش جعل کرده بود (و از این بابت عضو هیئت علمی چند دانشگاه شده بود و از آنها حقوق میگرفت )،و رئیس ستاد مبارزه با فساد و قاچاق بود (که اجازه ندهد رشوه و ارتشائ مثل موریانه ریشه اقتصاد سالم را بجود و بخشکاند )و هکذا  رئیس دیوان محاسبات بود (که قرار بود اجازه ندهد حقی ناحق شود و حساب و کتاب همه را با دقت بررسی و خلاف آنها را افشا کند ) و او که در ادای کلمات قصار(مانند اینها : اگر قرار بود پیمبری دیگر بیاید ، او احمدی نژاد بود. و خون شهدای 9 دی ماه کف خیابانهای تهران را رنگین کرد (اصلا کسی شهید نشد ) ید طولایی داشت ، اکنون در آستانه ورود به فراموشخانه اوین قرار دارد  ،(بجای اعدام انقلابی ) ، گفته اند که ایشان بی گناهند و  فقط از دستور مافوق خود طبق مقررات اداری اطاعت میکرده است و لاغیر . ما هر چه گشتیم مافوق آن مرحوم مغفور تازه گذشته را پیدا کنیم و علیه او در شبکه های اجتماعی یک چالش "خاک بر سر خودمان ریختن" را ه بیندازیم ، عقل ناقصمان بجایی نرسید بنابر این از عقلای قوم که فضیلت پاک زیستی را خوب میدانند و فقط از پاکان دوران حمایت میکنند،و را ه بهشت را بهتر از ما عوام الناس میدانند و قرار است با زور و توسط خودجوشها مردم را دسته به دسته و فوج به فوج به بهشت هدایت کنند  و بصیرت آنها مو را در داخل ماست میبیند وآنرا بنابر مصلحتهایی  بیرون نمیکشد و آن ماست را به دیگران تعارف میکنند ولی رانت طلایی را در خشت خام می بیند و آنرا با شدت و حدت هر چه تمامتر استخراج میکنند و بناهایی با خشت زرین و سیمین در همین دنیای فانی که ام الخبائث است برای خود بر پا میکنند  ، تقاضا داریم مرحمت فرموده مافوق ایشان را به مردم بی بصیرت معرفی کنند و خانواده آن مرحوم را از نگرانی در آورند.و ما نیز به چالش خودمان برسیم .و شاید هم عده دیگری پیداشوند و از این نمد کلاهی برای سرهای بی کلاه مانده خود بدوزند .

ب : شرف

2.در این قسمت میخواستم مطلب راجع به پیاده روی آقای ظریف و حواشی آن بنویسم .ولی در شبکه های اجتماعی یک فیلم کوتاه دیدم که منقلبم کرد و اجازه نداد راجع به دکتر ظریف بنویسم. بلکه راجع به این فیلم بنویسم .ببخشید اگر ناراحت می شوید  ،قسمتی از آن فیلم این بود :

در دل تاریکی نیمه های شب گزارشگر همراه فیلمبردار در خیابانهای تهران بدنبال یک سایه که گونی بزرگ کثیف زرد رنگ را که  بزرگتر از جثه خود اش است  بدوش میکشد هستند تا بالاخره او را پشت یک سطل بزرگ جمع آوری زباله گیر می اندازند. کودکی حدودا 13-14 ساله که یک کلاه مشکی کشی بر سر کشیده و از زیر آن فقط بینی و چانه اش پیداست و یک لا  پیراهن گشاد که تا پایین زانوهایش آمده تن نحیفش را در بر گرفته است تا کمر بدرون سطل زباله فرو رفته تا از بین آن همه کثاقت و عفونت و تعفن چیزی را بالا بکشد و درون گونی اش بیندازد.بعد از چند سوال گزارش گر اسمش را می پرسد و او میگوید اسمش شیرین است .

آری ! شیرین !

دختر نوجوانی که ادامه میدهد بخاطر بیماری کلیوی پدرش و بیماری و ناتوانی مادرش مجبور است نیمه شبها خود را برای امنیت بیشتر به هیبت مردها در بیاورد و کوچه به کوچه و سطل به سطل بگردد و کاغذ باطله جمع کند و شب تا نزدیکیهای صبح 10-15 تومان در آمد داشته باشد تا بتواند داروهای پدرش را بخرد به این امید که سایه ااوبالای سرش باقی بماند .

دختر نوجوانی که میگوید تا حالا پایش را از تهران بیرون نگذاشته  و بزرگترین ارزویش سلامی پدرش و بعد اگر شد همرا او و مادرش به زیارت امام رضابرود.

دختر نوجوانی که از صمیم قلب خدا را شکر میکند که تنش سالم است ومیتواند این کار را بکند تا محتاج دیگران نباشد .

دختر نوجوانی که گله دارد از مردم که چرا اینقدر دفترهای نیمه نوشته را دور می اندازند و او آنها را فردا در مدرسه استفاده خواهد کرد.

دختر نوجوانی که.......به سطل زباله پنا برده و متوجه شده که این سطل زباله شرفش از خیلی افراد بیشتر است و اندکی از نیازهای اندک او را رفع میکند.

3. بماند برای بعد   


برچسب‌ها: شرف و بی شرفی

تاريخ : چهارشنبه 1393/11/01 | | نویسنده : یزدانی

شاید شما هم بارها شاهد بوده اید که در یک جمع شخصی مرتب حرف میزند و به قول معروف آسمون ریسمون میکند ، پشت هم اندازی میکند ، از جابلسا به جابلقا میرود و بر میگردد ، از حر شهید میگیرد تا به  قاسم نو داماد میرسد و خلاصه اینکه مرتب خالی بندی میکند و ادعاهای باور نکردنی میکند تا در این گرد و خاک به هدف خودش برسد. این شخص دارد در واقع و آگاهانه مغالطه میکند. یعنی دارد دیگران را به غلط می اندازد  تا مردم و مخاطبین قادر به دیدن حقیقت نشوند .خلاصه ؛ بجای استدلال منطقی ، دارد مغالطه میکند.

به این نوع از مغالطه میگویند " عوام فریبی "

تعریف عوام فریبی : شخص به جای استدلال و اقامه برهان برای اثبات یک ادعا یا عقیده ، سعی میکند از راه تحریک احساسات و هیجانهای جمعی و توسل به عواطف و جو حاکم ، نوعی تصدیق جمعی نسبت به نتیجه مطلوب و مورد نظر خود بدست آورد.بطوریکه به تک تک افراد چنین القاء شود  که آنها با پذیرش آن عقیده ، به نوعی یگانگی با او یا با گروه و جناح او رسیده اند و این یگانگی به آنها امنیت و قدرت میدهد.

شخص با بیانات مهیج و شور انگیز ،احساسات و عواطف مردم را تحریک میکند و بعد با تکیه بر همین شور و هیجان عامه ، آنها را نسبت به ادعا و عقیده خود متقاعد میکند. صد در صد تبلیغات بازرگانی برای فروش کالای خود اینگونه اند و این مغالطه در عالم سیاست  و فریب دادن مردم کاربرد زیادی دارد. پس سعی کنیم از همان مقدار عقلی که خدا بی منت در اختیار ما قرار داده است  حداکثر استفاده را بکنیم زیرا در صورت عدم استفاده کارایی خودش را از دست میدهد.

  


برچسب‌ها: منطق, عوامفریبی, مغالطه

تاريخ : سه شنبه 1393/10/30 | | نویسنده : یزدانی

این گفته معروفی است که جامعه بر اساس منطق درونی خودش حرکت میکند. عتاصر تشکیل دهنده منطق درونی جوامع  مبتنی بر ارتباطات سالم  عقلانی و بدون زور و اجبار بین افراد جامعه بوجود می ایند .طیف گسترده این ارتباطات شامل فرهنگ ، اعتقادات و باورها ،دین و اخلاق وهنر و.. می باشد .در این میان مسولیت تبیین این عتاصر و اقناع مردم (مخاطبین ) برای رعایت این اصول و منطق در روابط خود بر عهده صاحبان اندیشه و قلم است که با در اختیار داشتن ابزار این کار  بیش از دیگران می باشد. بی شک در بین ابزار های اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، روزنامه یکی از موثر ترین ابزار هاست .زیرا :

1.به توسعه و پیشرفت فرهنگی ،اقتصادی،اجتماعی  کمک میکند

2.به همبستگی و همدلی اجتمایی یاری می رساند

3.یاور آزادی بیان در یک جامعه باز است

4.به عقلانیت کردن روابط بین مردم  و حل مسئله و مشکلات بدون نیاز به اجبار و زور کمک میکند.

5.اطلاع رسانی ،تحلیل و تبیین وقایع و رویدادها و روشنگری در سطح منطقه و ملی  

البته تبیین هر کدام از موارد فوق نیاز به وقت فرصت بیشتری دارد که اگر انشاالله نصیب شد به آن می پردازیم.

من صمیمانه این اتفاق را به فال نیک میگیرم و مجددا به صاحب امتیاز پر تلاش آن آقای ملکی تبریک گفته و در ضمن میگویم گرفتن مجوز لازم هست ولی این اولین گام در راهی بسیار دشوار و و حساس می باشد و نیاز به پایداری ،تلاش و کمک همه ما دارد تا این نهال تازه نشانده شده پایدار ،محکم و به امید خدا به بار بنشیند.

در پی اهم وظایف یک نشریه به نقل از منابع عمومی آمده است.  


برچسب‌ها: مجوز نشریه در شهرستان شازند, مطبوعات

ادامه مطلب