تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | | نویسنده : یزدانی

یاد گرفت سعه صدر داشتن و روا داری رادر مورد دیگران هم  تمرین کند . تجربه های خونبار به او آموخت که همیشه بعد از آن همه خشونت فردی و جمعی و کشت و کشتارهای متعصبانه و نژاد پرستانه که تحت عنوان بهترین نژاد ( آلمانیها) –قوم برگزیده خدا ( یهودیان) – بهترین ملت (همه ملتها این ادعا را دارند ) – انتقام خون مسیح ، بهترین فرهنگ (از نوع آمریکایی آن)  ، تسخیر دیگر کشورها تحت بهانه و نام های فریبنده دفاع از دموکراسی ، پاک سازی قومی ، مبارزه با تروریسم ،پان عربیسم  که طی تاریخ از سر گذراند ه ، باید برای نجات خود و هم نوعش با هم همکاری داشته باشند . دیگر زمان " ما بهترین و برگزیده ترین آدمها ،ملتها،قومها و...،هستیم " گذشته است . دیگر تک صدایی در سطح جهانی ،ملی ومحلی و حتی در درون خانواده ها هم گوش شنوایی ندارد .اکنون زمان حکمرانی عقل سلیم جمعی با به عبارت بهتر زمان زیست عقلانی-اخلاقی می باشد . اکنون تمام سالارها  (مرد سالار –زن سالار – خان سالار –فن سالار –جنگ سالار –علم سالار- چماق سالار و دیگر انواع سالارها انفرادی و جزیره ای مبتنی بر قدرت) در سینه گورستانهای متروک تاریخ خوابیده اند و بشر فهمیده اگر بخواهد زندگی بهتر و سعادتمندانه تری داشته باشد ، باید به همه صداها و حتی به ضعیف ترین آنها و نیز به کسانی که خاموشند گوش فرا دهد و جمع سالاری و مردم سالاری را تمرین کند مگر اینکه تصور کند در تاریکخانه سیاه جهل و جمود فکری پیش از تاریخ و دوران قرون وسطا به سر میبرد و یا اینکه از آسمان به او ماموریت داده شده همه را براه راست هدایت کند و شر را یکسره از کره زمین نیست و نابود کند  که این تصور باطلی ایست و نهایت جهل و بی عقلی ایست.و یا اینکه خود را بخواب زده تا دیگران را  نیز بفریب بخواب ببرند زیرا منافع خصوصی او یا آنان این را ایجاب میکند . اینگونه افراد جامعه را با دارالمجانینی که در آن بدنیا آمده و رشد کرده اند  اشتباه گرفته اند.

مولانا میفرمایند:

ما که کورانه قدمها میزنیم/لاجرم قندیلهارا بشکنیم.

تمام


برچسب‌ها: آدم, انسان, شیراز, علی مطهری

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۰ | | نویسنده : یزدانی

بشر پس از پشت سر گذاشتن فجایع طبیعی مانند طوفان نوح و سیل عرم و بمبارانهای شهاب سنگهای  آتشین و هجوم انواع بیماریهای واگیر و خانمان بر انداز مانند طاعون و وبا و غیره و فتنه های خود ساخته بدست خونخوارانی همچون اسکندر و صلیبیون و یزید و آتیلا و چنگیز وناپلئون و هیتلر و.... متوجه شد که  اگر با کمک عقل با اینها در نیافتند و پنجه در پنجه آنها مبارزه نکند ، بقای خودش نیزدر خطر خواهد بود .

آدمها ، بنابراین تصمیم گرفتند برای غلبه بر این فجایع طبیعی و غیر طبیعی بر  عقل جمعی تکیه کنند ، به شور بنشینند و جماعتهایی را برای حل مسائل خود در قالب خانواده ،قبیله ، قوم ، ایل ، جمعیت و انجمن و سازمان و هیئت و....ایجاد کنند  و یک یا چند نفر را بر راس آنها بنشانند تا حرف و تصمیم آنها فصل الخطاب باشد.  

تاریخ نشان میدهد که تجربیات حاصل از این گونه سازماندهی ها و نشستها برای رشد عقل و ذهن آدمها بسیار موثر بوده است و سنگ بنای بسیاری از فرهنگهای بشری و تمدنهای مترقی از این گونه سازماندهی ها گذاشته شده است.  

این نهادها از یک طرف بسیاری از خشونتها فردی و گروهی علیه یکدیگر را خنثی کرده و از طرف دیگر روحیه سازش و تعامل و شکیبایی را میان افراد خود  توسعه داده و حل مسائل را از طریق گفتگو و مصالحه و تسامح  بجای انتقام گیریهای وحشیانه و بیرحمانه  جمعی تشویق نموده اند. تا اینکه از راه همین تجربیات گرانبار به چیزی به نام توافق یا قرارداد و بهتر بگوییم  قانون دست یافتند . در این را ه به گواهی تاریخ چه بسیار پیامبران الهی و رهبران فکری وامامان امتهای بشری که جان خود را از دست داده اند ، چه بسیار اندیشمندان و متفکران و فیلسوفان بزرگ به قتل رسیده اند یا جام شوکران نوشیده اند. چه بسیار دانشمندان در دادگاههای تفتیش عقاید  محکوم و سوزانده شده اند و چه تعداد انسانهای بی گناه تنها به جرم اندیشیدن و تفکر به قتل رسیده یا در تبعیدگاهای مخوف به ااطاقهای گاز یا چوبه های دار سپرده شده اند ویا مجبور به توبه و ترک موطن آبا ء و اجدادی خود شده اند.  ولی با همه این هزینه ها و خسارات  بشر با استعانت از همان عقل توانست بقای خود را تضمین کند و راه با هم زیستن را با داشتن همه تفاوتهای  عقیدتی ،مذهبی،قومی،جنسی، فرهنگی پیدا کند و بفهمد که چاره ای جز این ندارد.

ادامه دارد


برچسب‌ها: آدم, انسان, شیراز, علی مطهری

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۹ | | نویسنده : یزدانی

با آرزوی سلامتی (بعنوان بزرگترین عامل خوشبختی )برای دوستان خوبم در سال 94 

اواخر سال 93 شاهد حوادث ریز و درشتی درجامعه خود بودیم که بعضی از آنها موجب خوشحالی و بعضی از آنها باعث ناراحتی مردم شد.مذاکرات هسته ای – سوزاندن یک زن در افغانستان – ضرب و شتم علی مطهری و اولین نشریه شهرستان شازند ، کارخانه قند شازند و...در مورد هر کدام اندکی میگوییم.

یکی از این اتفاقات در شهر میهمان نواز شیراز برای علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی روی داد که وجدان جامعه ایرانی اسلامی را آزرد .نمیخواهم وارد جزئیات شوم (آنچه که در رسانه ها آمده ، نه آنچه که قابل رسانه ای شدن نبوده است گرچه برای هر عاقلی تنها یک اشاره کفایت  میکند) ولی مطلبی کلی به ذهنم رسید که شاید تلنگری باشد برای خودم و همچنین شمه ای باشد از سرگذشت خوب و بد خودمان بعنوان انسان و حیفم آمد با شما در میان نگذارم.

ما آدمها نوع منحصر بفردی از حیوانات خلق شده توسط خداوند هستیم و از این منظر یگانه ایم و کم یاب.میدانیم که همه حیوانات برای امنیت و حفاظت از خود به سلاحهایی مجهز هستند که طبیعت در اختیار آنها قرار داده است . تعدادی از آنها دندانهای برنده و تیز دارند ، تعدادی پاهای چاپک و تندرو برای فرار دارند ، بعضی ها پوشش گرم و نرم در مقابل سرما دارند ، بعضی ها برای حفاظت از خود سم و مرکب ترشح میکنند و یا لگد میزنند و یا گاز میگیرند ، الخ .ما آدمها از همه اینها محروم هستیم و فقط یک چیز داریم که انواع حیوانات دیگر از آن محرومند و آن " عقل " است.این مغز یا عقل ما را از دیگر حیوانات متمایز کرده است.

تنها همین یک امتیاز باعث گردیده است تا ما قادر شویم تمام مخلوقات و طبیعت را تحت کنترل خود در آوریم و بر آنها اثر گذار شویم : دیگر حیوانات را رام خود کنیم ، آتش را که بصورت ویرانگر از آتشفشانها یا صاعقه همه چیز را نابود میکرد به خدمت بگیریم ، سیلابها را مهار و هدایت کنیم تا مورد استفاده قرار گیرند ، ابزار بسازیم و به شکار حیوانات برویم و غذاهای مطبوع درست کنیم ، برای خو سرپناه های گرم و محکم بسازیم ، زمین را بکاویم و بکاریم و برداشت کنیم ، نعره های وحشیانه خود را به نظم در آوریم و زبان را اختراع کنیم ، نگار گری کنیم و خط را بوجود آوریم ، با دیگر آدمها بگوییم و بشنویم و همدیگر را بهتر بفهمییم و طی میلیونها سال این پروسه از درون هزاران منازعه و جنگهای  کوچک و بزر گ(حتی از نوع هسته ای آن )، حوادث طبیعی ویرانگر بزرگ و کوچک را طی کنیم و بقای خود را حفظ کنیم تا  به کمک همان اندک مغزی که داریم و ما را از دیگر حیوانات متمایز میکند ،به یک فهم نسبتا مشترک برای در کنار هم زیستن برسیم . ما آدمها خیلی هزینه کرده ایم تا بدین جا رسیده ایم . بدین جا که بتوانیم و قادر باشیم همدیگر را با تمام اختلافاتی که داریم ،تحمل کنیم و خشونتهای عریان طبیعی و یا ساخته شده توسط خودمان را تحت کنترل خود در آوریم.

ادامه دارد.      

 


برچسب‌ها: آدم, انسان, شیراز, علی مطهری

تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹ | | نویسنده : یزدانی

با تاسف و تاثر فراوان مطلع شدیم  آقای هوشنگ خورشیدی  باجناق اخوی مان حسن آقا که از افراد نیک نام ده علی مراد و حشیان بود و  در شبکه بهداری سربند سالیان سال با صداقت و بی ریایی خدمت رسانی میکرد بر اثر تصادف به همراه نوه اش دارفانی را وداع گفته  و جمعی را داغ دارو سوگوار نموده اند .

از طرف خود و خانواده ام این فقدان دردناک را در این ایام به خانواده داغدار خورشیدی و بخصوص خانم رستمی همسر گرامی و فرزندان  آن مرحوم و همچنین به آقای رضا رستمی تسلیت گفته و برای همگی بازماندگان  آن مرحوم از درگاه خداوند صبر و شکیبایی مسئلت دارم .

هنوز هم پیکان و نیسان و جاده های غیر استاندارد همچون طاعون  و وبا و سرطان در بی تفاوتی مسولان در حال قربانی گرفتن از مردم در این تنها ایام شادمانی باقی مانده برای مردم هستند .


برچسب‌ها: تسلیت, هوشنگ خورشیدی, تصادف, پیکان, نیسان

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۸ | | نویسنده : یزدانی

دوری دیگر کامل شد و زمین  دوباره بر مدار طرب قرار گرفت . آنچه  بر ما گذشت وبر خود گذراندیم ، به گذشتگان ملحق شد و ما را هیچ قدرت بر بازگرداندنش نیست و آنچه که در قباله آیندگان ثبت شده است ، اسراریست که خود آنان فاش خواهند کرد و مارا هیچ خبر نیست .

فی الحال تو را میجوییم و در لحظه تحویل به گذشته و تحول از آیند میخواهیم بر سفره تو میهمان باشیم که بیکران است و بی منت .با این هفت " سین " می آغازیم  :

سلام بر تغییر و نو شدن

سلام بر بخشندگی  و کرامت

سلام برلبخند و مهر بانی

سلام بر سبزه و شکوفه

سلام بر آب و آفتاب و خاک

سلام بر پاکی و ایمان صادق

سلام بر شما مردان و زنان سربلند که ترجمان و مصداق  اینها هستید و بر سرزمین های سربند و شازند و آستانه و زالیان و قره کهریز حکم میرانید .

 انشاالله پیوسته بر مدار سلام و نو شدن باشید .   

" الهی! فرمایی که بجوی و می ترسانی که بگریز. می نمایی که بخواه و می گویی که بپرهیز. " و از من فقط سلام بر می آید.


برچسب‌ها: سلام, شازند, سربند, زالیان, قره کهریز

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۱ | | نویسنده : یزدانی
دوستان عزیزم

با پوزش و اجازه از شما مجبورم  " چشمک " بزنم .یعنی برای یک "امر اندیشه بر انگیز "به یک مرخصی کوتاه بروم .انشاالله با خبر های خوب ،خیلی زود بر میگردم.برای موفقیتم دعا کنید.

مخلص شما-یزدانی

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ | | نویسنده : یزدانی

نمیدانم تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که در بدو ورود به اماکن مقدس وقتی کفشها را از پا در می آوریم و آنها را به مسول کفشداری تحویل میدهیم در واقع داریم چه کار میکنیم ؟

ما جا های مختلف رفت و آمد میکنیم که باید قبل از ورود کفشهای خود را از پای در آوریم ،همین .ووقتی هم که وارد میشویم از هر دری سخن میگوییم و بدون هیچ قید و بندی در مورد هر چیز و همه چیز اظهار عقیده و نظر میکنیم و بعد هم می نوشیم و میخوریم و .. همه چیز تمام می شود.

"کفش کندن" از پای در اماکن مقدس در واقع یه چیز دیگه است. به نظر من وقتی اراده میکنیم وارد یک زیارتگاه یا مسجد یا هر مکان مقدس شویم ، اولین کاری که به نظرمان می آید که باید انجام دهیم " کندن کفش هایمان " است. همان کفشهایی که در پا داریم و بر آنها ایستاده ایم و این ایستادن ما بر آن کفشهای مخصوص خودمان ما را از دیگران متمایز کرده است.  

کفش مهندس ، کفش دکتر ، کفش کارگر، کفش متخصص ، کفش رفتگر ، کفشر کارمند ، کفش بقال ، کفش بازاری ، کفش پول دار، کفش فقیر ،کفش روحانی ، کفش جسمانی و ....... که همه هم بدون استثنا ء آلودگی دارند.

همه باید این کفش تشخص و منیت را از پا بکنیم و آنرا قبل از ورود به کفشدار تحویل دهیم و بدون کفش وارد شویم و حضور پیدا کنیم. باید مانند موسی برای حضور و مورد خطاب قرار گرفتن در وادی طوی خلع نعلین کنیم ( چه اصطلاح زیبایی : نعلین یعنی دو تا نعل ) .

تفاوتی که اینگونه اماکن با دیگر اماکن دارد مقدس بودن آنهاست (مقدس یعنی : جدا شده ) و همین باعث میشود در اینگونه مکانها ما نتوانیم و نباید از هر دری و در باره هر چیزی گفتگو کنیم(خودمان را باید از خیلی چیزها جدا کنیم ) زیرا دیگر هیچکدام از ما آن کفش رادر پا نداریم و باید به این موضوع دقت داشته باشیم.

بهترین کار هنگام ورود به این گونه اماکن ،سپردن کفش به کفشداری می باشد نه اینکه آنهارا در داخل کیسه ای همرا ه خودمان به داخل ببریم چرا که  این باعث می شود محیط آلوده شود هم مادی و هم به اظهار نظرها و بی قید و بند سخن گفتن از هر چیز و هر کس. 


برچسب‌ها: کفش داری, اماکن مقدس

تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ | | نویسنده : یزدانی

بالاخره تلاشهای آقای ملکی به ثمر نشست و اولین شماره نشریه ما شازندیها متولد شد.  قدمش مبارک باشد.

البته ما متوجه شدیم که نشریه مورد بحث شهرستانی ناب خودمان نیست بلکه مجوز بخاطر محذوریتهای قانونی استانی می باشد. این میتواند هم مزایایی داشته باشد و هم موجب نکات منفی برای آن باشد که حالا مورد بحث مانیست.

ذکر چند نکته از باب مسولیت  مدیران و دست اندر کاران نشریه و اینکه چگونه با مخاطبان خود مواجهه شویم به نظرم آمد که خالی از لطف نیستد .

  1. خوب بخاطر دارم  وقتی را که توانستیم برای اولین بار یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید آنهم بصورت قسطی بخریم و از تماشای همان یک کانال شبکه اول چقدر لذت می بردیم تا ساعت ده شب که کلا پخش تعطیل می شد .آنوقتها اکثر مردم (حتی در تهران) توان خرید یک دستگاه تلویزیون سیاه سفید را هم نداشتند و خوب یاد دارم که فروشگاه  ها یکی از آنها را توی ویترین روبروی پیاده رو روشن میگذاشتند و مردم گروهی می ایستادند و تماشا میکردند  . ما یک انتخاب داشتیم و با تمام وجود از همان لذت می بردیم یعنی مثل الان نبود که به ازای محروم کردن خودمان از ده ها شبکه دیگر خود را ملزم به دیدن یک کانال کنیم . یعنی الان شما که یک نشریه را انتخاب میکنید و برای آن پول می پردازید ، در واقع خود را از مطالب ده ها نشریه دیگر محروم کرده اید. بنابر این این نشریه ای را که انتخاب کرده ام باید انقدر ارزش داشته باشد تا این معادله بر قرار شود.
  2. بخاطر " اولین " بودن انتظارات از شما ، چه بخواهید و چه نخواهید بالا خواهد بود  .چه بجا باشند چه بیجا باشند .بنابر این شما باید از همان ابتدا خود را بشناسانید تا تکلیف مردم در قبال شما روشن شود .بفکر این نباشید که تمام خواسته ها و سلیقه ها را پوشش بدهید چرا که نه توان اینکار را دارید و نه لزومی به این کار است. اگر تعدادی مخاطب وفادار و همیشگی داشته باشید بهتر است از توده ای بی هویت که نمیتوان روی آن حساب کرد.بنابر این دارای یک استراتژی روشن باشید ولی در تاکتیکها منعطف بودن لازم است.
  3. از همین ابتدای کار بفکر یک شبکه پخش از طریق کانالهای مطمئن باشید .این امر در ضمن اینکه به گسترش کمی مخاطبانتان کمک میکند ، میتواند برای برنامه ریزی فروش و جذب تبلیغات و آگهی های کسب و کاری در سطح شهرستان کمک و در نتیجه به بنیه مالی نشریه مدد رسان باشد.تاکید میکنم تمرکز بر سطح شهرستان داشته باشید زیرا  ساکنین اراک روزنامه شما را نخواهند خرید.
  4. متفاوت باشید ! متفاوت باشید ! هم در فرم و هم در محتوا تا بیننده با یک نگاه این را احساس کند و برای آن بپردازد.
  5. ادیت نهایی را دوباره انجام دهید و بعد از آن امضای نهایی را برای فرستادن به چاپخانه انجام دهید. قدیما میگفتند تا موقعی که نگفته ای اختیار آن را داری ولی وقتی که گفتی دیگر اختیار آن در دست تو نیست.

موارد دیگری هم هست که انشاالله به موقع مورد بحث قرار خواهیم داد. موفق باشید   

     


برچسب‌ها: نشریه شازند, اولین روزنامه شهرستان شازند

تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۱ | | نویسنده : یزدانی

با اجازه از آقای اسکندری عزیز- سایت ضیاء آباد و ده سفید

فکر نکنم بچه هایمان بدانند این ماشین به چه دردی میخورد و چه برکاتی داشت.


برچسب‌ها: چن, خرمن جا, گاو

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ | | نویسنده : یزدانی

1.ذیربط و بیربط

حضرت مولانا در مثنوی داستانی را به نظم کشیده بدین قرار:

شخصی به حالت نشسته به طرف چشمه ای خم شده بود تا آب بنوشد که در همین هنگام شخص دیگری که از آن حوالی میگذشت  چشمش به اون افتاد .دید عجب پس گردن بلند و صافی دارد و بقول معروف جون میده برای یک پس گردنی زدن . او اینکار را کرد و یک پس گردنی محکم به شخصی که در حال نوشیدن اب از چشمه بود زد. شخصی که پس گردنی محکم را خورده بود بلند شد و گریبان او را گرفت که چرا این کار را کردی ؟ چه دشمنی با من داری ؟ مگر من با تو دشمنی دارم یا مال تو رو خورده ایم و داشت کار به زد و خورد می رسید .شخصی که پس گردنی را زده بود گفت : صبر کن ! صبر کن ! قبل از هر چیز بمن بگو ببینم این صدایی که از زدن پس گردنی بلند شد مربوط به دست من بود یا صافی گردن تو ؟و خلاصه کل مسئله را به طوری به مسائل حاشیه ای و چیزهای بیربط مرتبط ساخت که مسئله اصلی که همان پس گردنی زدن درد آور بود ، پاک از یاد طرف رفت.

حالا قضیه اون 170 نماینده رشوه گیر مجلس که به تازگی معلوم شده قیمتهای متفاوتی هم داشته اند که از 5 تا نود میلیون در نوسان است ، با دادن آدرسهای غلط و "معمولی " خواندن رشوه گرفتن از اعضای قوه دیگر و اینکه ما منشاء آن پول را نمیدانستیم و یا نیت پلید !؟ پرداخت کننده را نمیدانستیم و هزار توجیه فیلسوفانه دیگر که بعضی از این افراد در آن تخصص دارند ، میخواهند اصل قضیه حق السکوت و رشوه گرفتن از دیگران را به حاشیه ببرند و بعد هم شامل مرور زمانش کنند تا شاید برای دوره بعدی هم در این مقام و موقعیت به کارهای کثیف خود ادامه دهند.

اغلب این افراد را مردم انتخاب نکرده اند بلکه آنها را بخاطر روابط خاص و وابستگی ویژه ای  که دارند ، برای مردم انتخاب کرده اند یعنی بقول علی(ع) پوستینی تن آنها کردند که بتوانند به موقع آنرا براحتی وارونه تن کنند .  

2.تکمله

یکی از دوستان تکمله ای برایم فرستاده که مربوط به پست قبلی می باشد و آن اینست :

" دوست عزیز ، اون گاو هایی  که در پست قبلی قید فرموده اید ، خودشان هم تظاهر میکردند که از آن بوی مشمئز کننده که محوطه خرمن جا را گرفته بود ناراحت  هستند (گرچه عامل اصلی خودشان بودند ) و بنابراین خودشان داوطلبانه پوزه ی مبارک را جلو می آوردند تا به آنها پوز بند بزنند. "

3.اعترافات

در دوران تین ایجری در مالمیر گاهی در غیبت آقام برای مدتی کوتاه مسولیت دکان به عهده من واگذار می شد و من از این فرصت استفاده (بهتره بگم سوئ استفاده ) میکردم و .....بقیه باشد برای بعد . 


برچسب‌ها: ذیربط و بیربط, مثنوی معنوی, مولانا, پس گردنی

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ | | نویسنده : یزدانی

1.شیخ اجل این روزها حسابی ذهن مرا درگیر خودکرده و در خواب و بیداری هی فشار میاره که در باره ا ش بیشتر بنویسم چون معتقد است که علیرغم این همه بودجه وبنیاد و نهاد و سر درب سازمان ملل و... حسابی در موطن خودش مظلوم و مغفول واقع گردیده ولی در دیار غرب مردم فوج فوج اسم بچه هاشان را میگذارند سعدی.

گفتم آخه ..

گفت :  چو پرخاش بینی تحمل بیار / که سهلی ببندد در کارزار . در ضمن یادت باشه اگر بخاطر من نبود بازدید از وبلاگت دیروز رکورد نمیزد.

گفتم چشم سعدی جان ولی بزار برای بعد ..  

2.یادمه وقتی مالمیر دوران نوجوانی و جوانی را میگذراندم (برا خودمان کلی کلاس تین ایجری میذاشتیم ! په نه په !!) و از کنار خرمن جاهای رعیتهای زحمت کش  که در حال کوبیدن گندم های خرمن شده توسط چن –گاو (خرمنکوب )بودند  میگذشتیم ، از آنجاییکه ما رعیت نیودیم دوست داشتم چن سواری کنیم و از طرف دیگه اون بنده خدا هم که دست تنها بود دوست داشت یه نفر پیدا بشه بشینه روی چن تا سنگین بشه و گندمها زودتر کوبیده شوند . بنابراین بر اساس یک توافق اعلام نشده و نا مدون ، و فقط با یک کلمه "خدا قوت" وارد محوطه خرمن جا می شدیم و با کمی مهارت سوار چن میشدیم تا هردو مان از این توافق اعلام نشده منتفع شویم .

همان موقع ها همیشه یک سوال به ذهنم خطور میکرد که چرا این حیوانات بی زبان را که این همه زحمت میکشند و زیر برق و آفتاب که گاهی مخ آدم را به جوش می آورد و چن به این سنگینی را می کشند ، پوز بند یا بقول امروزیها ماسک میزنند(با نهایت معذرت از کسانی که توی کوچه و خیابان ناچارند برای حفظ سلامی خودشان ماسک بزنند نه بطور مصلحتی ) . این شده بود یک معضل فلسفی برای من  .میگویم معضل فلسفی زیرا واقعا در مغز تین ایجری خودمان برایش پاسخی پیدا نمیکردیم و از طرفی هم روم نمیشد از کسی بپرسم و همیشه تنها و مجرد در جستجوی حقیقت عریان بودم و باورتان نمیشود که بگوییم همین دوسه روز پیش جواب آنرا پیدا کردم  .  

اول اینکه گاوها چون دوتا شکمبه و سیرابی دارند کلا زیاد میخورند و سیرایی ندارند ،بنابر این باید گاهی پوز آنها را بست.

دوم اینکه بخاطر همین زیادی خوردن ها تاپاله هم زیاد تولید می شد و  هوای محیط زیست آلوده می شد زیرا  تاپاله گاو بوی تند گاز متان تولید میکرد (مخصوصا اگر حجم آن زیاد بود و سطح بزرگی را می آلود ) و زیر آفتاب داغ آن نواحی با ریز گرد هم قاطی میشد ،این موضوع تشدید می شد.

سوم اینکه .. ولش کن بابا !.اصلا گاو چیزی سرش نمیشه  ، هرچی سرش بیاد حقشه .فقط باید کنترلش کرد.

3.آقای دکتر ظریف ! اینقدر سر این جان کری بد بخت داد نزن .تو دلت از جای دیگه پره ،اونوقت سر اون بیچاره خالی میکنی . کمی صبور باش .سعدی علیه رحمه می فرماید : گربه شیر است در گرفتن موش /لیک موش است در مصاف پلنگ

منظور از پلنک " یوز ایرانی " می باشد.


برچسب‌ها: سعدی, چن, ظریف

تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ | | نویسنده : یزدانی

http://www.saadifoundation.ir/   این آدرس اینترنتی بنیادی است که سالیانه 4 میلیارد تومان از بیت المال مسلمین (مالیات کارمندان و کارگران و دسترنج زحمتکشان این کشور ) بطور رسمی دریافت میکند. تا سعدی را به این مردم بشناساند .

در این کشور کیست که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد و در منزل بوستان و گلستان و غزلیات سعدی را نداشته باشد بدون اینکه بداند او علیه رحمه در 571 بدنیا آمده یا در 695 ه.ق. در کنار این بنیاد یک بنیاد سعدی شناسی دیگر هم وجود دارد که این یکی را قبول ندارد و او هم خود را غیر انتفاعی (یعنی کار در راه خدا ) میداند.

این مبلغ یعنی روزی حدود 11 میلیون تومان در آمد جیرینگی بدون مالیات و حتما حلال و زلال تر از شیر مادر.با این مبلغ چند تا بیمارستان و درمانگاه متوسط در روستاها و شهرهای کوچک میتوان ساخت ؟ کافی است یک روز سری به بیمارستان میلاد تهران بزنید تا بدانید چه میگویم .چند تا مدرسه می توان در روستاها و شهرستانهای دور افتاده و فراموش شده از مرکز کشور میتوان ساخت ؟ هنوز هم در جاهایی از این کشور کلاسها در کپرها برگزار میشود. چند کیلومتر جاده میتوان احداث کرد که زمستانها مردم در روستاهای خود محبوس نشوند و از بیماری و زایمان بمیرند .شیخ ما  علیه رحمه در دورترین قصبه این مرز وبوم شده ضرب المثل و بر ذهن و زبان مردم جاریست .شما بیشتر از این نمیتوانید او را تزریق کنید پس میزند .مردم کوچه بازار سعدی را خوب درک میکنند و نیاز به تحقیقات و کنفرانس های بین المللی و مقالات علمی و دوزبانه ندارند.

ایرانیان قرنهاست که میخوانند :منت خدای را عز وجل.......

قرنهاست که میخوانند : هرکه آمد عمارتی نو ساخت/رفت و آنرا بدیگری پرداخت

قرنهاست که این مردم در همان باب اول  "سیرت پادشاهان" را بارها با گوشت و استخوان خود تجربه کرده اند.

"اخلاق درویشان " صادق و کاذب را دیده اند و گمراه/هدایت شده اند.

"فضیلت قناعت " و "فواید خاموشی " را هم رعایت کرده اند شاید فرجی شود.

"در عشق و جوانی " در " ضعف و پیری " در مقابل همه نوع مصائب استوار ایستادند و تا امروز ایرانی ماندند.

" در تاثیر تربیت " شک نداشته اند و " آداب صحبت"  را هم خوب میدانسته اند و میدانند.

او علیه رحمه می بایست یک باب هم در "ذم حیف و میل بیت المال مسلمین " می نوشت تا مردم آنرا هم بصورت ضرب المثل سینه به سینه تا امروز به  گوش حکام و فلاسفه و سعدی شناسان میرساندند.      


برچسب‌ها: بنیاد سعدی

تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ | | نویسنده : یزدانی

 شهرستان ما با جمعیتی حدود 118 هزار نفر و 2645 کیلومتر مربع مساحت این وضعیت را دارد:

الف : دارندگان مدرک تحصیلات عالی : 4848 نفر

-فوق دیپلم : 1725 نفر

-لیسانس : 2791 نفر

-فوق لیسانس : 309 نفر

دکترا : 23 نفر  

ب : مرد دارای تحصیلات عالی : 2792 نفر و زن دارای تحصیلات عالی 2056 نفر

ج : جمعیت بیکار دارای تحصیلات عالی :

-مرد 229 نفر

زن : 255 نفر

فوق دیپلم : 153 نفر (56 نفر زن )

لیسانس : 310 نفر (191 نفر زن )

فوق لیسانس : 20 نفر (8 نفر زن )

دکترا : 1 نفر مرد

با توجه به اینکه مدلهای آماری به مفهوم  "ادامه روند " می باشند ، طی مدت مثلا 3 سال تغییر چندانی بوجود نمی اید .یعنی اینکه هم اکنون با چنین وضعیتی روبرو هستیم.


برچسب‌ها: شازند, بیکاری, تحصیلات عالی

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۱ | | نویسنده : یزدانی

یادی از آنروزها

بعد از اینکه حمله گارد شاهنشاهی به مرکز آموزشها نیروی هوایی در خیابان  تهران نو را دفع کردیم  صبح زود مردم به کمک ما آمدند (البته از شب قبل پشت دیوار غربی و جلو ی درب جبهه ازدحام شروع شده بود) و به کمک آنها جلو درب جبهه ی  پادگان سنگر بندی کردیم و در آنها مستقر شدیم. اینرو بگم که ما گروهی دیپلم وظیفه بودیم که پس از طی کردن دوره آموزشی در پادگان قلعه مرغی (پارک ولایت کنونی) به مرکز آموزشهای نیروی هوایی منتقل شده بودیم ودر ستاد آماد ها مشغول گذراندن بقیه خدمت بودیم. محل خدمت جدید ما در ستاد آماد ها بفرماندهی سرگرد رشیدی بود که افسری مردمی و با مرام بود او بعد از سقوط پادگان تا مدتی فرمانده مرکز آموزشها شد (فرمانده مرکز آموزشها ارتشبد کمپانی بود که بعد از انقلاب بخاطر کهولت سن فقط بازنشسته شد ) .

روز شنبه 21 بهمن بود که تقریبا تمام پادگان بدست ما افتاد و تمام خیابانهای اطراف توسط مردم سنگر بندی شده بود و چند دستگاه تانک هم جلوی بیمارستان جرجانی و میدان فوزیه آنروز منهدم شده بودند. بین ما در ستاد آمادها یک افسر وظیفه بود که گیتاریست هم بود و همیشه ناخنهایش بلند و موی سرش هم آنکارد نبود ولی سرگرد رشیدی زیاد کاری بکارش نداشت. آنروز که توی سنگر جلوی پادگان مستقر شده بودیم دیدم قیافه  بغل دستی ام که کلاه کاسکت اش تا روی پیشانی اش پایین آمده  و صورتش را هم سیاه کرده است و پشت یک تیر بار سنگین نشسته است برایم آشناست ، خوب که نگاه کردم دیدم همان دوست گیتاریست خودمان است که تیربار را مثل گیتارش به سینه خود چسبانده و با تمام قوا بطرف هلی کوپنر شینوک که هر چند دقیقه می آمد و از بالا ما را به رگبار مسلسل می بست شلیک میکند.

یاد شان به بخیر باد 


برچسب‌ها: گیتار و تیر بار, بهمن 57

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۹ | | نویسنده : یزدانی

 این افراد به ظاهرخود را اهل  دغدغه نشان میدهند . دغدغه های مشابهی که دلسوزان واقعی به مردم در سر دارند از رفتار و گفتارشان صادقانه پیداست ولی اینها فقط تظاهر میکنند و در جمع گروه و دسته  ودوستان خودشان مردم را مورد تمسخر قرار میدهند .خود را مدافع مردم و منافع مردم جا میزنند تا بدین وسیله برای خود حمایت و پشتیبانی بدست آورند و وقتی به هدف مورد نظر رسیدن به ریش مردم میخندند و آنها را ساده لوح خطاب میکنند. در پاسخ به سوالات اساسی و جدی فقط نیشخند تحویل میدهند و اگر اصرار به دریافت پاسخ کنید ، مهملات تحویل میدهند  یا حداکثر پاسخ دادن را به وقت دیگر یا وقت مناسب حواله میدهند .بدوستان خود نیز توصیه میکنند هرگاه در مخمصه قرار گرفتید ، بگویید " هوا خیلی خوبه  ".

 


برچسب‌ها: شارلاتان, اخلاق

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸ | | نویسنده : یزدانی

بر اساس نظر یکی از دوستان خوبم در مورد لزوم باسازی خرابه های مالمیر

 "بزرگ‌ترین پروژه درختکاری شهرستان شازند در راه است "

این خبر انشاالله بزودی به سمع و نظر اهالی شهرستان شازند خواهد رسید.

 طبیعت و محیط زیست شهرستان شازند متاسفانه تحت تاثیر آلایندگی‌های صنایع همجوار از جمله پالایشگاه امام خمینی(ره) و آلایندگی های شیمیایی و نیروگاه ها قرار دارد.

این آلایندگی‌ها منطقه وسیعی را تحت تاثیر قرار می‌دهند و برای رفع آنها علاوه بر از بین بردن منبع آلوده کننده تا آنجاییکه ممکن باشد ، باید محیط زیست را هم برای مقابله با آن تقویت کرد.

 


برچسب‌ها: محیط زیست, آلودگی, درختکاری

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ | | نویسنده : یزدانی

یک جامعه با اخلاق، قانون و ایمان بر سر پا می ماند. هر یک از اینها اگر سست شوند، خلل در کار اجتماع پدید می آید. بخصوص اخلاق که بیشتر از آن دو به عنوان ملاط اجتماع شناخته می شود. ایمان اگر با مصالح شخصی تضاد پیدا کند، آن را به نوع دلخواه تفسیر می کنند و از کنارش می گذرند و قانون اگر ترس از مجازات به همراهش نباشد، می تواند نادیده گرفته شود. امّا اخلاق که از عمقی ترین نهاد انسانیّت سرچشمه می گیرد، تضعیفش پایه ها را فرو می ریزد. انسانیّت انسان باید چنان باشد که نه از ترس از مجازات، نه از چشمداشت پاداش مادّی، و نه حتّی از امید اجر اخروی سرچشمه گرفته باشد، و اخلاق ناب ترین تجلّی انسانیّت انسان است.

 


برچسب‌ها: اخلاق, جامعه, خانواده

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ | | نویسنده : یزدانی
وقتی وبلاگها و سایتهای شهرستان شازند و روستاهای آن را میبینم ودر ظاهر و محتوای آنها دقیق می شوم و بعد آنرا با یک سری از سایتهای معروف و پر هزینه و البته پر درآمد مقایسه میکنم ، به همشهریان وبلاگ نویس و مدیران سایتها در شهرستان  شازند و آستانه و مهاجران و توره و.....و......وحتی روستاها می بالم که با کمترین امکانات مادی و معنوی و تنگناهای خودسرانه و تحمیلی از خارج و داخل و فشار های ناشی از کوچک بودن محیط فعالیت در دنیای مجازی ، و نیز حساسیتهای گوناگونی که گاها غیر قانونی نیز هستند ، یکه وتنها و بدون کوچکترین حمایت و پشتیبانی تاثر گذاری دارند و صدای مردم خود را در دنیای مجازی انعکاس میدهند و فرهنگ سازی میکنند..

نمونه زیر را ببینید و قدر خودتان را بدانید. 

مدیریت سایت شخصی رئیس‌جمهور سابق با نظر محمود احمدی‌نژاد یک شورای 45 نفره شامل غلامحسین الهام، سیدمجتبی ثمره‌هاشمی، مهدی کلهر، مرتضی تمدن، میرحسن موسوی، مهدی احمدی‌نژاد، خسرو معتضد، سیدمحمد حسینی، فاطمه بداغی، علی ذبیحی، ابوالفضل ظهره‌وند، ابوالحسن فقیه، علی‌اکبر جوانفکر، محمد شیخان، مریم مجتهدزاده، مجید امیدی شهرکی، عبدالرضا داوری، محمدجعفر بهداد، کاوه اشتهاردی، روح‌الله هدایتی، عباس امیری‌فر، سیدضیاءالدین نورالدینی، مصطفی زرقونی، علی نورایی، محمد رحمانی، امین پروازی، حسین مهدیزاده نراقی، مسعود شفیعی‌کیا، مرتضی رحیمی یگانه، بیتا برنا، مسعود تبریزی، حامد درودیان، علی ابوطالبی، حمید مشایخی‌راد، سیدمجتبی ناوندی، سعید علی‌بیگی، حامد فتاحی، عقیل امامی، مجتبی سروش‌پور، حسن محسنی، کمال رستمعلی، حمیدرضا افراشته، محسن احمدی، امیر ناصری و محمد ساقیان امور سیاستگزاری، برنامه‌ریزی و نظارت بر سایت شخصی رئیس‌جمهور سابق کشورمان را بر عهده خواهند داشت.


برچسب‌ها: سایت, وبلاگ, شازند, احمدی نژاد

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ | | نویسنده : یزدانی

چند سالی ایست که بافت مرکزی مالمیر که روزی قلب تپنده زندگی مردم و قطب دادو ستد دربخش سربند بود و بعلت رونقی که در تمام ابعاد زندگی آن جریان داشت یکی از روستاهای مهاجر پذیر منطقه بود بعلت متروکه شده به تلی از آوار و خاک و خرابه تبدیل شده و به همان وضعیت رها شده است.

آن تعداد ساکنین باقی مانده مالمیر که روزی حدود 3000 نفر سرشماری شده بودند و اکنون به سختی به 500 نفر میرسند به حاشیه روستا و بیشتر به باغات و مزارع خود نقل مکان کرده اند و عملا با بخش ویرانه های مرکزی کاری ندارند.

 


برچسب‌ها: مالمیر, آوار, بافت فرسوده, دهیاری, شورای ده

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۱ | | نویسنده : یزدانی

پناه میبرم به الله از دشمنان مطرود انسانیت 

وَاللّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاَ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِیرٌ" )نحل – 11 )

"خدا شما را بيافرید، آنگاه میميراند و از ميان شما کسی را به پيری میرساند تا هر چه آموخته از یاد ببرد. زیرا خدا دانا و تواناست.

راست گفت خداوند بالا وبلند مرتبه


برچسب‌ها: زوال عقل, پیری